تفاوت فلزات خالص و آلیاژی در ریخته گری

 تفاوت فلزات خالص و آلیاژی در ریخته گری

دوشنبه، ۲۰ مهر ۱۴۰۵

تفاوت فلزات خالص و آلیاژی در ریخته گری

تفاوت فلزات خالص و آلیاژی در ریخته گری روی انتخاب مواد، کیفیت قطعه، هزینه تولید و روش اجرای کار اثر مستقیم دارد. فلز خالص از یک عنصر اصلی تشکیل شده و آلیاژ از ترکیب چند عنصر فلزی یا فلز و مقدار مشخصی ماده دیگر به دست می‌آید. همین تفاوت ساده، رفتار هر ماده را هنگام ذوب، انتقال داخل قالب، سرد شدن و خارج شدن از قالب تغییر می‌دهد.

شما با ویژگی‌های فلزات خالص و آلیاژی آشنا می‌شوید، سپس آن‌ها را از نظر دمای ذوب، استحکام، سیالیت، مقاومت در برابر خوردگی، هزینه و کاربرد بررسی می‌کنیم. در پایان هم توضیح می‌دهیم چرا بیشتر قطعات صنعتی با آلیاژها ساخته می‌شوند و فلزات خالص در چه موقعیتی کاربرد دارند.

 فلز خالص چیست؟

فلز خالص ماده‌ای است که بخش اصلی آن از یک عنصر فلزی تشکیل شده است. آهن، مس، آلومینیوم، نیکل و روی نمونه‌هایی از فلزات پایه هستند. در عمل، رسیدن به خلوص صددرصدی دشوار است و مقدار کمی ناخالصی در بیشتر فلزات وجود دارد. با این حال، زمانی که مقدار عنصر اصلی بسیار زیاد باشد، آن ماده در گروه فلزات خالص قرار می‌گیرد.

هر فلز خالص ویژگی‌های مخصوص خود را دارد. مس خالص رسانایی الکتریکی بالایی دارد و برای قطعات انتقال جریان استفاده می‌شود. آلومینیوم خالص وزن کمی دارد و در برابر زنگ‌زدگی مقاومت قابل قبولی نشان می‌دهد. آهن خالص نرم‌تر از بسیاری از آلیاژهای آهنی است و در ساخت قطعاتی که به استحکام بالا نیاز دارند، کاربرد محدودی دارد.

در ریخته گری، فلز خالص پس از رسیدن به دمای ذوب، داخل قالب ریخته می‌شود. نوع قالب، سرعت پر شدن، دمای مذاب و روند سرد شدن روی نتیجه کار اثر دارند. یک فلز خالص ممکن است به دلیل سیالیت کم، همه بخش‌های قالب را پر نکند یا هنگام سرد شدن ترک بردارد. به همین دلیل شناخت رفتار آن پیش از شروع تولید ضروری است.

فلز آلیاژی چیست؟

فلز آلیاژی از ترکیب یک فلز پایه با یک یا چند عنصر دیگر ساخته می‌شود. این عناصر می‌توانند فلزی یا غیرفلزی باشند. برای نمونه، اضافه شدن کربن به آهن، فولاد را شکل می‌دهد. ترکیب مس و روی، برنج را به وجود می‌آورد و آلومینیوم همراه با سیلیسیم، منیزیم یا مس در ساخت آلیاژهای صنعتی کاربرد دارد. هدف از ساخت آلیاژ، تنظیم ویژگی‌های فلز برای یک کاربرد مشخص است. تولیدکننده با تغییر مقدار هر عنصر سختی، استحکام، وزن، مقاومت حرارتی، مقاومت در برابر خوردگی یا قابلیت ماشین‌کاری را کنترل می‌کند. این تغییرات روی رفتار مذاب در زمان ریخته گری هم اثر می‌گذارند.

آلیاژها دامنه ذوب مشخصی دارند و همیشه مانند یک فلز خالص در یک دمای واحد ذوب نمی‌شوند. همین موضوع روی طراحی قالب و زمان‌بندی تولید اثر دارد. بعضی آلیاژها سیالیت خوبی دارند و در قالب‌های دارای گوشه‌های ریز و مسیرهای باریک حرکت می‌کنند. گروهی دیگر به کنترل دما، فشار یا سرعت سرد شدن نیاز دارند. در صنعت قطعاتی مانند بدنه پمپ، پوسته موتور، شیرآلات، چرخ‌دنده، قطعات خودرو و تجهیزات ساختمانی با آلیاژ تولید می‌شوند. برای نمونه، قطعاتی از جنس زاماک به دلیل وزن مناسب، ظاهر سطحی خوب و قابلیت تولید انبوه در قالب‌های فلزی کاربرد فراوانی دارند.

 مقایسه فلز خالص و آلیاژی

در بررسی تفاوت فلزات خالص و آلیاژی در ریخته گری باید به هدف ساخت قطعه توجه شود. یک ماده برای انتقال جریان و ماده‌ای دیگر برای تحمل فشار، ضربه یا حرارت انتخاب می‌شود.  انتخاب فلز با نگاه به نام آن انجام نمی‌شود و شکل قطعه، میزان مصرف، شرایط محیط و روش تولید هم در تصمیم‌گیری نقش دارند.

ویژگی

فلز خالص

فلز آلیاژی

ترکیب شیمیایی

بیشتر از یک عنصر اصلی تشکیل شده است

از فلز پایه و عناصر افزوده ساخته می‌شود

دمای ذوب

یک نقطه ذوب مشخص دارد

در یک بازه دمایی ذوب می‌شود

استحکام

در بسیاری از موارد متوسط یا پایین است

با توجه به ترکیب، قابلیت رسیدن به استحکام بالا را دارد

سیالیت مذاب

از فلزی به فلز دیگر تغییر می‌کند

امکان تنظیم سیالیت با تغییر ترکیب وجود دارد

مقاومت در برابر خوردگی

به نوع فلز وابسته است

با افزودن عناصر خاص قابل کنترل است

وزن

به چگالی فلز اصلی بستگی دارد

با انتخاب ترکیب مناسب می‌توانیم وزن قطعه را مدیریت کنیم

کاربرد

رسانایی، انتقال حرارت و کارهای تخصصی

قطعات مهندسی، صنعتی و تولید انبوه

هزینه

به خلوص و قیمت فلز پایه وابسته است

هزینه به نوع عناصر و روش تولید بستگی دارد

کنترل خواص

دامنه تغییرات محدودتر است

امکان تنظیم ویژگی‌ها وجود دارد

تفاوت فلزات خالص و آلیاژی در ریخته گری

نخستین تفاوت فلزات خالص و آلیاژی به دمای ذوب مربوط است. فلز خالص در یک دمای مشخص از حالت جامد به مایع می‌رسد. آلیاژ پیش از رسیدن به حالت کاملا روان، وارد مرحله‌ای نیمه‌جامد می‌شود. این ویژگی روی زمان تخلیه مذاب داخل قالب و نحوه پر شدن حفره اثر دارد. سیالیت هم اهمیت زیادی دارد. مذاب روان مسیرهای باریک و گوشه‌های قالب را آسان‌تر طی می‌کند. آلیاژهایی مانند آلیاژهای آلومینیوم، روی و منیزیم با ترکیب مناسب، برای تولید قطعات دارای جزئیات سطحی کاربرد دارند. فلز خالص در برخی موارد سیالیت کافی ندارد و برای ساخت قطعه پیچیده انتخاب مناسبی نیست.

نکته بعدی به جمع‌شدگی مربوط می‌شود. هر فلز هنگام سرد شدن بخشی از حجم خود را از دست می‌دهد. مقدار این جمع‌شدگی به ترکیب ماده، ضخامت قطعه و سرعت سرد شدن وابسته است. در آلیاژها، طراحی راهگاه، تغذیه و محل خروج گاز باید با توجه به همین رفتار انجام شود.

فلزات خالص رسانایی حرارتی و الکتریکی بالایی دارند. آلیاژها در این زمینه عملکرد متفاوتی نشان می‌دهند، اما در عوض استحکام و سختی بیشتری دارند. در بررسی تفاوت فلزات خالص و آلیاژی در ریخته‌گری، کاربرد آن‌ها مشاهده می‌شود. مس خالص، بهترین انتخاب برای انتقال جریان الکتریکی است. اما اگر قرار باشد قطعاتی بسازید که مقاومت بالایی در برابر سایش یا فشار از خود نشان دهند، آلیاژهای مسی کاربرد بسیار فراوانی پیدا می‌کنند.

در روش دایکاست، مذاب با فشار وارد قالب فلزی می‌شود و شکل قطعه را با سرعت بالایی می‌گیرد. آلیاژهای روی، آلومینیوم و منیزیم در این روش حضور پررنگی دارند. انتخاب آلیاژ باید با فشار تزریق، جنس قالب، ضخامت دیواره و نیاز نهایی قطعه هماهنگ باشد.

تفاوت فلزات خالص و آلیاژی در ریخته گری

مزایای استفاده از فلزات خالص و آلیاژی در ریخته گری

فلزات خالص در موقعیت‌هایی ارزش دارند که ویژگی اصلی خود فلز مورد نیاز باشد. مس خالص برای انتقال جریان، آلومینیوم خالص برای انتقال حرارت و نیکل خالص برای برخی کاربردهای شیمیایی نمونه‌هایی از این موارد هستند. خلوص بالا شناخت رفتار ماده را آسان‌تر می‌کند و برای برخی آزمایش‌ها، تجهیزات تخصصی و قطعات رسانا اهمیت دارد.

 مزیت آلیاژها در فراوانی انتخاب دیده می‌شود. تولیدکننده با تغییر ترکیب شیمیایی، ماده‌ای برای شرایط کاری مشخص آماده می‌کند. آلیاژ مقاوم در برابر حرارت برای قطعات موتور کاربرد دارد، آلیاژ مقاوم در برابر خوردگی برای محیط مرطوب انتخاب می‌شود و آلیاژ سبک برای بخش‌هایی از خودرو یا تجهیزات حمل‌ونقل مورد استفاده قرار می‌گیرد.

آلیاژها در تولید تعداد زیاد قطعه هم کاربرد مناسبی دارند. قالب‌پذیری، سطح پایانی قابل قبول و امکان ساخت قطعات پیچیده، زمان پرداخت‌کاری را کاهش می‌دهد. در تولید قطعاتی مانند دستگیره، بدنه تجهیزات، قطعات تزئینی و اجزای صنعتی، این ویژگی ارزش زیادی دارد. از سوی دیگر، فلزات خالص برای هر کاری مناسب نیستند. نرمی، تغییر شکل در برابر فشار یا مقاومت کم در برابر سایش عمر قطعه را کاهش می‌دهد. در چنین موقعیتی، افزودن یک یا چند عنصر به فلز پایه، ساختار داخلی ماده را تغییر می‌دهد و خواص مورد نیاز را ایجاد می‌کند. البته آلیاژ هم بدون محدودیت نیست. کنترل ترکیب شیمیایی، جلوگیری از ورود گاز، رعایت دمای مناسب و توجه به ناخالصی‌ها ضروری است. حضور مقدار نامناسب یک عنصر ترک، تخلخل یا کاهش استحکام را به همراه دارد. کیفیت مواد اولیه و دقت عملیات ذوب روی نتیجه نهایی اثر جدی دارند.

 علت استفاده از فلزات آلیاژی در ریخته گری

علت اصلی استفاده از فلزات آلیاژی در ریخته گری، نیاز صنعت به ماده‌ای با چند ویژگی هم‌زمان است. یک قطعه شاید وزن کم، استحکام مناسب، مقاومت در برابر رطوبت و سطح ظاهری مطلوب را با هم نیاز داشته باشد. فلز خالص همه این خواسته‌ها را در یک مجموعه ارائه نمی‌دهد. آلیاژها امکان تنظیم خواص را در اختیار تولیدکننده قرار می‌دهند. با انتخاب عناصر مناسب، می‌توانیم ماده‌ای بسازیم که در برابر فشار، سایش، حرارت یا مواد شیمیایی دوام داشته باشد. این ویژگی برای قطعاتی که در محیط صنعتی کار می‌کنند، ارزش زیادی دارد. دلیل دیگر، قابلیت تولید قطعات پیچیده است. آلیاژهایی که سیالیت مناسبی دارند، در قالب حرکت می‌کنند و جزئیات سطح را نشان می‌دهند. این موضوع در ساخت قطعات کوچک، پوسته‌های نازک و اجزای دارای حفره یا شیار اهمیت دارد.

هزینه تولید هم در انتخاب آلیاژ نقش دارد. یک آلیاژ با ترکیب مناسب تعداد عملیات ماشین‌کاری، پرداخت و اصلاح سطح را کاهش می‌دهد. همچنین طول عمر قطعه افزایش پیدا می‌کند و نیاز به تعویض زودهنگام پایین می‌آید. تفاوت فلزات خالص و آلیاژی در ریخته گری زمانی روشن‌تر دیده می‌شود که یک قطعه واقعی را بررسی کنیم. فلز خالص برای کاربردی مانند انتقال جریان انتخاب می‌شود، اما آلیاژ برای ساخت پوسته مقاوم، قطعه ضدسایش یا محصولی با شکل پیچیده به کار می‌رود. این انتخاب به شرایط استفاده و روش تولید وابسته است.